اولین کاری که ما می توانیم انجام دهیم این است که ماشین را در تمام طول جاده مشاهده کرده و سرعت آن را نیز در تمام طول جاده اندازه گیری کنیم. این ایده دههها پیش توسط «لیٔونارد ساسکیند» فیزیکدان دانشگاه «استنفورد» مطرح شد. «دیوید بوهم» نویسنده کتاب «The Elegant Universe» نیز یکی دیگر از طرفداران این نظریه است. این ایده که تاکنون مخالفان بسیاری نیز داشته است – زیرا نمیتوان آن را به کمک هیچ مدرکی به صورت مستقیم اثبات کرد – از دو پاراکس در مورد سیاهچالهها ناشی میشود. در پایان اگر از ما بپرسند هولوگرافیک چیست؟ در جواب باید بگوییم که هولوگرافیک یک تکنیک عکاسی می باشد و نتیجه که یک تصویری با رزولوشن بالا است را به شکلی سه بعدی و بدون محدودیت مکان نمایش می دهد.
مایکل تالبوت در کتاب «جهان هولوگرافیک» نظریاتی برای روشنکردن تواناییهای فراطبیعی ذهن و اسرار ناشناخته مغز و جسم انسان عرضه کرده است. پیامدهای نظریه جهان هولوگرافیک برای آگاهی بسیار گسترده است، اما همچنین تا حد زیادی حدس و گمان است. آنها به ما استعاره ها و بینش های ریاضی می دهند تا در مورد رابطه بین آگاهی، اطلاعات، فضازمان و خود واقعیت فکر کنیم. اما آنها همچنان چارچوب های نظری هستند که هنوز از طریق شواهدی از فیزیک، علوم اعصاب، روانشناسی یا فلسفه پشتیبانی نشده اند. آگاهی عمیقاً مرموز باقی می ماند و نظریه هایی مانند نظریه هولوگرافیک همچنان درک ما را از طریق تأمل عقلانی علمی و فلسفی تکامل می دهند. دانشمندان نخستین مدرک قوی مبنی بر اینکه جهان میتواند یک هولوگرام پیچیده و وسیع باشد را بدست آوردند.
آخرین نظرات
بگذار این طور بگوئیم جهان مملو از تصاویری است که برای بعضی چشم ها مرئی است و برای بعضی دیگر نامرئی. جهان ما جهان تصاویر نامحدودی است که در وجب به وجب عالم پراکنده اند و منتظر چشمی که آن ها را دریابد. ولی اگر بخواهیم دقیق تر بگوئیم هولوگرام سه بعدی هر تصویری ، نمودی از تداخل امواج هولوگرافیک معین است. نظریه جهان هولوگرافی وجود اشکال ناشناخته ماده، انرژی، میدانها یا مکانیسمهایی را مطرح میکند که بر اساس فیزیک فعلی ما شناسایی نشدهاند و غیرقابل قبول به نظر میرسند.
از آنجا که نظریه پردازی ها و الگوسازی ها قالب زبانی دارند ، لامحاله جنبة استعاری و مجازی هم می گیرند چرا که زبان در کلیت آن نظامی است استعاری و در واقع کارکرد استعاره هم جز معناسازی و معنادهی به مشاهدات و دریافت های بشری نیست. تصور متعارف و متداول از علم، شناختی یقینی و قطعی و منطبق با واقع است حال آن که چنین نیست. علم از اسطوره سازی و استعاره پردازی گریزی ندارد، چرا که زبان را از استفاده از اسطوره و استعاره چاره نیست و علم نیز با همین زبان سخن می گوید. خروج از این عوالم و لایه ها می تواند به معنی خروج از زمان و مکان و ادراک لامکانی و لا زمانی عالم باشد.
- علاوه بر طبیعت Phantom گونه اش، چنین کیهانی خصوصیات شگفت انگیزی تری هم دارد.
- کاربران میتوانند مدلها را از سرویسهای دیگر وارد کرده یا خودشان با کمک برنامه، اشیاء سه بعدی ایجاد کنند.
- البته این تا زمانی بود که هوگان فهمید اصل هولوگرامی همه چیز را تغییر خواهد داد.
- همه چیز به این بستگی دارند که ما در میدان امکانها خودمان را چگونه میبینیم.
- افق رویداد، حد نظری ابعاد سیاه چاله است و نماینده نقطه بی بازگشت برای جسم یا نوری است که وارد آن می شود.
دراز کشیدن تنفس کننده (یا همان شخص) را به آرامش بیشتری می رساند و به کل گروه توانایی حرکت آزادانه می دهد. موسیقی ریتمیک، افراد را تشویق می کند تا وارد حالت تغییر یافته هوشیاری شود (مشابه دیدن رویا). تنفس هولوتراپیک (HB) (با در نظر گرفتن نظریه هولوگرافیک) به طور قابل توجه (و فزاینده ای) در میان کسانی که به دنبال کشف فرآیند منحصر به فرد خوددرمانی برای رسیدن به یک حالت کامل هستند، محبوب شده است. این عمل غیر متعارف در عصر جدید توسط روانپزشکانی به نام های استانیسلاو و کریستینا گروف در دهه 1970 برای دستیابی به حالات تغییر یافته هوشیاری (بدون استفاده از دارو) به عنوان یک ابزار درمانی بالقوه مورد استفاده قرار گرفت.
به راستی خوشبختی چیست؟خوشبخت کیست؟ – انتشارات چاپخش
نتیجه این پژوهش، چند روز پیش در ژورنال معتبر Physical Review Letters منتشر شد. جالب است بدانید نویسنده اول این مقاله، یک اخترفیزیکدان جوان ایرانی به نام نیایش افشردی است که بارها مقالههای مهم دیگری از او را در دیپ لوک پوشش دادهایم. محاسبات این دو فیزیکدان نیز نشان داد که تنها روی سطح دوبعدی سیاهچاله میتوان آنقدر اطلاعات ذخیره کرد تا بتوان هر جسم ظاهرا سهبعدی درون آن را توصیف کرد. این طرز فکر در مورد اطلاعات سیاهچاله را نظریهی ریسمان پشتیبانی میکند که به اعتقاد برخی فیزیکدانها، راه حلی برای برقراری پیوند نسبیت عام و مکانیک کوانتوم و اعمال تئوری کوانتوم به گرانش است. طبق اصل هولوگرافیک، مقدار اطلاعاتی که یک فضا در خود ذخیره میکند نه به حجم، بلکه به محدودهی مرزی آن منطقه بستگی دارد. به بیان سادهتر، اصل هولوگرافیک میگوید هرچه در فضا رخ میدهد، میتواند با توجه به اطلاعات ذخیرهشده در سطح آن فضا، توضیح داده شود.

کمی بعد متوجه میشویم که مردمان این میکروجهان هم دنیای کوچکتری برای خودشان داخل باتری خلق کردهاند؛ جهانی در جهانی در جهان دیگر؛ چیزی شبیه عروسک ماتریوشکا یا جعبههایی با اندازههای متفاوت که درون یکدیگر قرار گرفتهاند. باید خدمت تان عرض کنیم که هولوگرام ها با توجه به قابلیت های مختلفی که دارند، در دسته بندی های مختلفی قرار میگیرند. نوع مصرف، نوع بهره برداری، نوع الصاق، نحوه ی تولید و نوع مصرف، همگی مواردی هستند که می توانند دسته بندی های هولوگرام را ایجاد نمایند. اما وقتی یک موج کمینه و دارای قعر، با یک موج کمینه تری برخورد می کند، طبیعتا موجی با عمق بسیار کم تولید می شود. اما وقتی دو موج کمینه و بیشینه با یکدیگر برخورد کنند، دو موج اثر یکدیگر را از بین برده و نهایتا یک سطح مسطح را ایجاد می نمایند.
تصاویر هولوگرافیک ایجاد شده را میتوان از زاویه های مختلف دید و نمای کلی آنها را از هر جهتی مشاهده کرد. آزمایشهای این تیم البته نتوانست چنین فرضیهای را ثابت کند؛ ولی هوگان همچنان مصر است که نبود «لغزش» (jitter) کوانتومی در فضا، دلیلی بر رد اصل هولوگرافیک نیست. از نظر او، درست است که ثابت شد فضا دارای لغزش نیست و تصاویر آن حتی زیر دستگاه هولومتر، تار و پیکسلی نمیشود؛ اما اثبات «چرخش» (twist) کوانتومی میتواند گام بعدی برای بررسی اصل هولوگرافیک باشد. در سال ۱۹۸۹ خوان مالداسنا (فیزیکدان نظری آرژانتینی) نشان داد چگونه یک جهان فرضی میتواند هولوگرام باشد.
به عنوان مثال، تجربه استرس در یک موقعیت شغلی ممکن است باعث احساس ناامیدی و تنش در یک فرد شود. استرس، اضطراب، ترس، خشم و ضربه روحی می تواند باعث ایجاد ناراحتی شدید و ناراحتی های عمیق در طول زمان در روح و روان آن فرد شود شود. از این رو، آنقدر احساسات و آشفتگی در روان شخص وجود دارد که تحمل ِاین وضعیت برای او طاقت فرسا می شود. این شخص حتی ممکن است احساس کنند که قرار است “منفجر شود” مگر اینکه راهی برای رهایی از این احساس فروخورده پیدا کند! به جای خالی کردن این احساسات به طور نامناسب و خشن، فرد می تواند به شیوهای دیگر، یعنی با کمک فعالیت های فیزیکی این احساسات را آزاد کند و خود را از شر این وضعیت خلاص نماید.
به عبارتی، جهان، تصویر یا انعکاسی از یک حقیقت غایی کیهانی است که برای همیشه خارج از دسترس اندیشه های ما باقی خواهد ماند. دنیس گابور مجارستانی در سال 1948 مقاله ای منتشر کرد که به زبان ساده به تشریح کشف خود در مورد فناوری هولوگرافیک پرداخت. آنچه گابور را در سال 1971 برنده جایزه نوبل فیزیک کرد، توضیح مراحل لازم برای تشکیل تصاویر با استفاده از امواج نوری بود. وقتی فیلم ظاهر شده با اشعه لیزر دیگری روشن شود، تصویر سه بعدی جسم ظاهر میشود. بوهم معتقد است که علاوه بر واقعیت آروینی موجود که همان نظم پیدا و نامستور است، نظم دیگری هم هست که ناپیدا و درخودپوشیده است.

در این مقاله، به بررسی جهان هولوگرام و مفهوم آن خواهیم پرداخت و سعی میکنیم به شما توضیح دقیقی ارائه دهیم که چگونه این مفهوم به شما کمک میکند تا در جستجوهای گوگل بر رقبای خود فراتر بیافتید. مایکل بو از آزمایشگاه Media MIT که گروه تحقیقاتی اش یک ویدیوی هولوگرافی قابل ارتقاء 3روزه را عرضه کرد است گفته که این اولین دستگاه هولوگرافی سه بعدی نیست. به نظر می رسد که اگر این تکنیک بتواند مزایای کارآیی نور و زاویه دید برای طراحی هولوگرام تولید شده را ارائه کند، می تواند تولید انبوه هولوگرام های خود را ارزان کند.
قوانینی که نحوهی کار ماتریکس الهی را توضیح میدهند، میگویند در آن واقعیت عمیقتر، آنچه ما فکر میکنیم «در جای دیگری» است، پیشاپیش «اینجاست» و برعکس. همه چیز به این بستگی دارند که ما در میدان امکانها خودمان را چگونه میبینیم. هنگامی که دانستیم که همهچیز (از وحشتناکترین رنجها گرفته تا شادمانهترین شادیها و همهی امکانهایی که در بین این دو قرار میگیرند) پیشاپیش وجود دارد، درمییابیم که قادریم فضای میانی را فرو بریزیم و آن امکانها را وارد زندگیمان کنیم. بله، ما میتوانیم به واسطهی زبان خاموش تخیل، رویا و باور چنین کنیم.
فیزیک دانان نظری مدت های مدیدی اعتقاد داشتند که تاثیرات کوانتومی سبب می شود زمان مکان در کوچک ترین مقیاس ها به شدت تکانیده شود. در این مقیاس از درشت نمایی، سطح نرم زمان مکان دانه دانه می شود و در نهایت از واحدهای کوچکی مثل پیکسل تشکیل می شود، البته پیکسل هایی که صد میلیارد میلیارد بار از پروتون کوچک ترند. مقیاس پلانک فراتر از حتی تصور هر آزمایشی است، در نتیجه تاکنون هیچ کس حتی تصور این را که دانه دانه بودن و کوانتیدگی فضا زمان قابل تشخیص باشد را به خود راه نداده بود. برخی از دانشمندان از ابزاری به نام «هولوموتر» یا «Holomoter» برای جستجوی نوعی تار استفاده میکنند – هدف آنها این است که بررسی کنند آیا در سطوح بسیار کوچک و زیرمیکروسکوپی محدودیتی اساسی در میزان اطلاعات موجود در خود فضا-زمان وجود دارد یا خیر. آنها عقیده دارند اگر بدین ترتیب بتوانند ثابت کنند محدودیتی وجود دارد، میتوانند مدرکی در اثبات جهان هولوگرافیک ارایٔه دهند.
در حالیکه یافته های انیشتین، ساختارهایی با مقیاس های بزرگ را به زیبایی توصیف می کند، در توضیح ساختارهای بسیار ریز در ابعاد کوانتومی شکست می خورد. اما به جای آنکه سعی کند ابعاد بالاتری را برای جهان در نظر بگیرد (همانند نظریه M با ۱۱ بعد)، به تنها دو بعد متکی است. هرچند اثبات یا رد این نظریه در مورد کیهان، روی زندگی عادی ما تاثیری نخواهد گذاشت، اما در همین رابطه ایده های ملموس تری نیز از سوی برخی افراد مطرح شده است.
این یک نوع سانسور کیهانی را پیشنهاد می کند که اراده آزاد را در سطحی اساسی محدود می کند. نظریه هولوگرافیک نشان می دهد که آگاهی، حافظه، دانش و غیره را می توان به طور کامل از نظر اطلاعات یا داده ها، حداقل در یک سطح بنیادی، رمزگذاری کرد. این دیدگاه جالبی است اما باز هم توسط شواهد پشتیبانی نمیشود و با چالشهایی در تطبیق آگاهی با نظریه اطلاعات کوانتومی یا حل مسائل سختی مانند چگونگی ایجاد تجربه و کیفیت اطلاعات مواجه است. به بیان ساده، هولوگرام ها تصاویری سه بعدی هستند که از پرتوهای تداخل کننده نور ایجاد شده و اجسام فیزیکی واقعی را منعکس میکنند. برخلاف تصویرهای سه بعدی معمولی، هولوگرامها را میتوان با چشم غیر مسلح مشاهده کرد. در دهههای اخیر، پیشرفتهای زیادی که در تلسکوپها و ابزارهای حسی اتفاق افتاده، به دانشمندان اجازه داده تا میزان زیادی از اطلاعات مخفی در امواج باقیمانده از نخستین لحظات انفجار بزرگ را آشکارسازی کنند.
در صورت استفاده از هولوگرامهای پیشرفته، امکان جعل آنها تقریباً غیرممکن خواهد شد که امنیت بالایی را برای اسناد و کالاها تامین میکند. جایی از کتاب به مقوله هاله نور یا انرژیای که وجود انسانها را احاطه کرده اشاره میشود و اینکه یکی از عرفای هندی چنان نوری از خود ساطع میکرده که میتوانسته در پرتو آن مطالعه کند. این مقوله «کرامات» که در عرفان ایران آنقدر به آن اشاره شد، از همین سنخ و جنس است. برخی عرفای معروف، به مدد قدرت عظیم خویش در شناخت هستی، معجزاتی از خود بروز دادهاند. شرکت دانش بنیان Aerial Burton موفق به ساخت هولوگرامی شد که می توان آن را در محیط شناور کرد. تکنولوژی هولوگرافی و هولوگرام روز به روز در حال پیشرفت است و علاوه بر کاربرد هایی در علم پزشکی، نظامی و یا علمی، این تکنولوژی کاربرد های جذاب تری هم دارد.
در حالی که جهان هولوگرافیک توسط برخی به دلیل ماهیت نظری و فقدان شواهد تجربی مورد انتقاد قرار گرفته است، در عین حال به دلیل ایده های تامل برانگیز و توانایی اش در به چالش کشیدن تفکر متعارف در مورد ماهیت واقعیت مورد تحسین قرار گرفته است. این کتاب الهامبخش طیف وسیعی از تحقیقات و بحثها در زمینههایی مانند فیزیک، فلسفه و مطالعات آگاهی است و همچنان اثری محبوب و تأثیرگذار در زمینه علوم جایگزین و معنویت است. اگر فضا زمان یک هولوگرام دانه دانه باشد، در آن صورت شما می توانید جهان را به صورت یک کره تصور کنید که سطح خارجی آن از مربع هایی به ابعاد طول پلانک تشکیل شده و هر یک از آنها، یک بیت اطلاعات در خود دارد. اصل هولوگرامی می گوید مقدار اطلاعاتی که سطح خارجی را می پوشاند، باید با تعداد بیت هایی که در داخل حجم جهان قرار دارند، برابر باشد.

طبیعتا وقتی این سنگ ریزه ها با سطح آب برخورد می کنند، به مراتب بر اثر این برخورد، امواجی نیز به وجود می آیند. حالا طی تداخل این دو موج با یکدیگر، وقتی یک موج بیشینه یعنی قله ی موج، با یک موج بیشینه تری برخورد کند، یک برخورد سازنده شکل میگیرد و طبیعتا نتیجه ی نهایی، یک موج بزرگ و بلند خواهد بود. بخشی از نوری که به اجسام برخورد می کند، بر اثر انعکاس از سطح جسم برمیگردد و این کلا یک قابلیت و ویژگی است که با به واسطه ی آن می توانیم اجسام را ببینیم. درباره ی هولوگرام نیز همین موضوع صدق می کند، چون نور به سطح جسم برخورد می کند و صفحه ی فیلمی که هولوگرام را بر روی آن تولید کرده اند روشن می گردد. دنیس گابور دانشمند مجارستانی سال ۱۹۴۷ فناوری هولوگرافی را اختراع کرد، تولید اولین هولوگرام تا دهه ۶۰ میلادی و اختراع نوع خاصی از منبع نور لیزر به تعویق افتاد. این کتاب میکوشد تا به آدمهای «تک ساحتی»، از جمله نگارنده، بفهماند که چشم دل را هم باز کنیم.
او ادعا کرد که اطلاعات مربوط به یک حجم فیزیکی معین در جهان به صورت هولوگرافیک در سطح دیگری از جهان ذخیره شدهاند. این ادعا به زمانی که استیون هاوکینگ و لئونارد ساسکین این تئوری را توسعه دادند و به اهمیت بسیاری در علوم کوانتومی دست یافت. این یک اثبات کلی نیست و نشان نمی دهد که اصل هولوگرافی برای جهان مسطح و تحتی همچون جهان ما می تواند کار کند تنها چیزی که این مشاهدات نشان میدهد این است که در موردهای سیستم های کوانتومی این اصل ممکن است صادق باشد.